RSS Search

News  Feeds  Tags  Search Shortcuts

FeedsFarm.com > فـرهنگ و تـهاجم فـرهنگی/پویا ارجمند

فـرهنگ و تـهاجم فـرهنگی/پویا ارجمند

13th Nov 2006, 15:00 GMT

فـرهنگ و تـهاجم فـرهنگی/پویا ارجمند 23 آبان 1385 چندی قبل روز نوجوان بود و ديديم که به طور مقطعی، چطور مقالات و مطالبی در ارتباط با نوجوانان و جوانان به سمع و نظر مردم رسيد. بی‌بی‌سی نيز همين روزها صفحاتی را برای افراد زير 18 سال درست می‌کند که مطالبش را با عنوان "زير 18 ساله‌ها بخوانند" در سايت اصلی قرار می‌دهد. برای کشف علاقه‌ی نوجوانان 13 تا 18 سال به موضوعاتی که می‌تواند برای آنها جذاب باشد نيز پرسش‌هايی قرار داده است. اينهمه توجه از سوی عظيم‌ترين رسانه‌ی خبری جهان بی‌جهت نيست. فيلم‌هايی که می‌سازند، مانند هری پاتر به سرعت تمامی جهان را به تماشای خود می‌کشاند و کتاب‌های نوشته شده در اين سبک و سياق، برای اين طبقه‌ی سنی جزو زود ترجمه شده‌ترين نوشته‌های خارجی است، اين نيز بی‌سبب نيست. ما شاهد هستيم که بيشتر مدها و شيوه‌های آرايش و پوشش نوجوانان نيز با الگوهای بريتانيايی و به طور کلی غربی هماهنگی دارد، اين نيز بی‌علت نيست. آيا ما "فـرهنگ‌"ی داريم؟ آيا اين مسائل که چندان در جنبه‌ی علمی، دانشی و تکنولوژيکی نيستند و از غرب برداشت می‌شود، مضر هستند؟ آيا اين هم جزو آن چيزی است که از آن تعبير به تهاجم فرهنگی می‌شود؟ برداشت من از اين مسائل اينست که اگرچه اين مسائل در ظاهر چيزی مثبت نيستند، اما برخورد حکومت با آنها نيز اثری در جهت مثبت و ايجاد تاثرات خوب بر آن نيست. آيا من با آرايش پسرها و دخترها موافقم؟ نه به هيچ وجه، – در حد آن چيزی که شاهد هستيم – اما آيا اين سبب می‌شود که با برخورد با آنها موافق باشم؟ بايد بگويم، بازهم جوابم خير است. اين مقولات چيزهايی فرهنگی است که تنها با ابزار فرهنگی می‌توان آنها را ترتيب و سامان داد. من هم با جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم، مانند بسياری از خانواده‌های شهداء، انسانهای با اخلاق و با فضيلت که احساس خوبی ندارند، مشکل دارم، اما مشکلات خود را با تجمع مقابل مجلس برای درخواستِ قانون برای مبارزه با بدحجابی نشان نمی‌دهم و معتقدم که کسانی که اين کار را می‌کنند نيز اگرچه ممکن است از فضای موجود به حـق ناخرسند باشند، اما اين ابدا به آنها چنين حقی را نمی‌دهد که با عناوينی مانند مبارزه با بی‌هويتی، مبارزه با مظاهر فساد و يا دفاع از ارزشهای انقلاب و شهدا چنين تجمعاتی را به راه بياندازند. من هم از وضعيت موجود جامعه‌مان متاسفم هستم، نه بخاطر اين وضعيت، که بخاطر بسياری از معضلات ديگر، اما خانواده‌های شهدا بايد احساس درد و تاسف خود را همه جانبه‌تر ابراز کنند، نه آنکه نسبت به يک پديده‌ی نه چندان مرتبط با خودشان، از ارزشها و شهدايی که تقديم کردند مايه بگذارند. آيا فرهنگی وجود دارد که به راستی ما از آن دفاع کنيم؟ رهبر جمهوری اسلامی در سفر اخير خود به سمنان در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاهی سخنرانی‌ای داشت و در آن به سخنان قبلی خود در باب تهاجم فرهنگی اشاره کرد، او گفت، اينکه می‌گوييم تهاجم فرهنگی، برخی بحث نظری راه می‌اندازند و می‌خواهند فرهنگ و تهاجم فرهنگی را معنا کنند، معنای فرهنگ مشخص است و همه می‌دانند. او مخالفت خود را با اين مباحث نشان داد، چرا که خود می‌داند، با مشخص شدن مـولـفـه‌هـای فـرهـنگ، بسياری از آنچه که در فرهنگ قرار می‌گيرد، در نظامی که او آن را رهبری می‌کند، ابدا معنا و مفهومی پيدا نمی‌کند، و در مقابل، بسياری از ادا و اطفارها، آداب و رسوم دينی که در طبقه‌بندی فرهنگی در رده‌های بسيار پايين و کم اهميتی قرار می‌گيرند، ديگر نمی‌توانند از مرتبه‌ی والايی – که نزد نظام جمهوری اسلامی دارند و از آن جايگاه به ظاهرسازی و زبان‌بازی پرداخته می‌شود – برخوردار باشند. فرهنگ را مجموعه‌ی علوم، معارف و آداب و رسوم يک جامعه تعريف کرده‌اند، بنابراين تهاجم فرهنگی، ابدا چيزی که وجود خارجی داشته باشد نيست، مگر آنکه ما فرهنگ ديگران را زشت و فرهنگ خود را درست بدانيم، با اين ديد مشخص است که هر فرهنگی، حتی فرهنگ اعراب را نيز بايد تهاجم فرهنگی بدانيم. اما گويا تنها چيزی که نزد مسوولان نظام جمهوری اسلامی اهميت دارد، اينست که در ستيزه‌ی با غرب، حتی از لحاظ فرهنگی نيز نشان دهند که فرهنگ آنها برتر است، از اين‌جهت است که بيش از آنکه ما شاهد تاکيد بر مشخصات فرهنگ ايرانی باشيم، شاهد ضديت و دشمنی با فرهنگ غربی هستيم. فرهنگ ايرانی چه شايستگی‌ای دارد که در صورت تهاجم فرهنگ غربی از دست خواهد رفت؟ اين سوال با اهميتی است. تا آنجا که به واقعيات جامعه مربوط می‌شود، ما از لحاظ مصرف مواد مخدر، معضلات خانوادگی مانند طلاق، فرزندان طلاق، بچه‌های بی‌سرپرست، خانواده‌هايی که پدران‌شان در زندان هستند و يا آنها را رها کرده‌اند، ضريب امنيت اجتماعی، امنيت روانی، احساس تعلق‌خاطر به خانواده، پيوستگی اجتماعی، اتحاد درون - خانوادگی و درون - اجتماعی، دلبستگی به اعتقادات، پايبندی به اصول اخلاقی و ... . نه تنها وضعيت بهتری از غربی‌ها نداريم، بلکه بسيار نازل‌تر هستيم. ممکن است گفته شود، منظور از پيوستگی اجتماعی چيست؟ منظور اينست که اگر يک نفری در بزرگراه تصادف کرد، آيا کسی حاضر است او را به بيمارستان برساند، يا اينکه فرد ضارب که فرار می‌کند هيچ، افراد ديگر نيز بی‌تفاوت می‌گذرند. حال در کنار اين، آيا اگر ما مطرح کنيم که ميليونها دلار در کشورهای غربی صرف رسيدگی به مرض و بيماری حيواناتی می‌شود که نه از لحاظ زيست‌محيطی در معرض خطر و انقراض هستند و نه منافعی مالی در پی بهبود آنها برای جايی مثل باغ وحش و سيرک می‌تواند داشته باشد، آيا اين نشانه‌ی دلدادگی به فرهنگ غربی از جانب نظام به اصطلاح اسلامی جمهوری اسلامی و رهبران به اصطلاح اخلاق‌گرای اين نظام محسوب نمی‌شود؟! گويا اينکه در ورزشگاه آزادی تماشاگران با فرهنگ و فهيم! خواهر و مادر بازيکنان و داوران را بهم پيوند می‌دهند، از چندان اهميتی برای مسوولان نظام که دلسوز فرهنگ و نگران از تهاجم فرهنگی برخوردار نيست. احتمالا برای آنها اينکه ميليونها جوان و نوجوان ايرانی حرف غالب يوميه‌شان مطالب جنسی است و غير از اوقات اندکی که به درس خواندن به صورت سرسری می‌پردازند، بقيه‌ی اوقات خود را بيهوده و به مسائلی غير مفيد صرف می‌کنند در درجه‌ی اهميت‌دارتری نسبت به تلاش داشتن برای پخش نشدن فلان موسيقی غربی در راديو و تلويزيون و يا فيلمی غربی که غرب را در برخی موضوعات موفق نشان می‌دهد، برخوردار نيست. اينکه تهاجم فرهنگی توسط افرادی مطرح شود که اصلا مقوله‌ی فرهنگ را نمی‌شناسند، اينکه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران، کسی است که گمان می‌کند مقاله‌نوشتن بی‌قاعده و منطقش در روزنامه‌ی کيهان، آخر سابقه‌ی فرهنگی و آشنايی با هنر می‌تواند محسوب شود، اينکه نماينده‌ی زن مجلس شورای اسلامی که در ترتيب دادن فضای فرهنگی، کاری مانند دار زدن زنان خيابانی را مناسب تشخيص می‌دهد، و ديگر تدابير و مسائل که فرهنگ ما با آنها دست به گريبان است، همه و همه نشانه‌هايی واقعی از اينست که ما درگير تهاجم فرهنگی هستيم، به فرهنگ ايرانی هجوم آورده شده است. اگر فرهنگ را بدانيم و دريابيم که چطور می‌توان در مورد مسائل فرهنگی کار کرد، آنوقت ديگر از آنتن‌های ماهواره چيزی به نام تهاجم فرهنگی در نمی‌آيد که درمان آن را داغون کردن ماهواره‌های مردم بدانند، آنوقت روی امواج راديويی رسانه‌های خارجی پارازيت‌هايی – که مضر برای سلامتی هم هستند – فرستاده نخواهد شد، آنوقت ما گرفتار رهبری در ايران نخواهيم بود که آن بالا بنشيند و در جمع به صورتی و عيان ب‌گويد که تهاجم فرهنگی که من گفتم روشن است چيست، نيازی به بحث نظری ندارد. http://fahm.blogspot.com http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=16808&mi=2

View full story at feeds.feedburner.com

فـرهنگ و تـهاجم فـرهنگی/پویا ارجمند related news:

Latest news from Cyrusnews.com - Farsi: